تبليغاتX
جدیدترین جکهای خفن فارسی $$$$

جدیدترین جکهای خفن فارسی $$$$

بهترین وبلاگ جکهای خفن و جدید فارسی $$$$

یه روز تو کون یه ترکه عروسی میشه ... توی عروسی بین خانواده های عروس و داماد اختلاف پیش میاد دعوا میشه و کار به چاقو کشی می کشه ... کون ترکه پاره میشه

 

یه دختره با دوست پسرش داشته حال می کرده . بهش میگه بعد از ازدواج هم من رو این جوری می کنی؟ پسره میگه :چرا . ولی اگه شوهرت گیر نده .

 

 

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 2:45 بعد از ظهر توسط مجتبی| |
یک شب همه ی خانواده جمع شده بودند. خلاصه شب که میشه پسر بزرگتر خانواده زنش رو بیدار میکنه میگه بیا یه حالی بکنیم . زن میگه می ترسم کسی بیدار باشه ما رو ببینه . مرد میگه : خب پاشو برو آب بخور ببین کسی بیدار هست یا نه . خلاصه میره آب می خوره میبینه کسی نیست و میاد و با همسر محترم کارهای بد میکنه .

پسر وسطی هم به زنش میگه برو آب بخور و ببین کسی بیداره یا نه ؟ میخوام باهات حال کنم . زنش میره و آب می خوره و بر میگرده و ....(سانسور). پسر کوچکتر هم با همسرش همین کار رو میکنه . صبح که میشه پدر خانواده داشته با بچه هاش صحبت میکرده. گفت : دیشب اینقدر تشنه ام شد که نگو . بقیه گفتند خب چرا نرفتی آب بخوری ؟ میگه : والله ترسیدم برم چون دیشب هر کی رفت آب بخوره تا صبح گاییدنش.

 

 

 

از این به بعد نام آفتابه عوض خواهد شد:

آقایان میگویند : خیار شور

خانمها میگویند:شیار شور

 

 

 

می دونی تفاوت دو چرخه با ک ی ر عرب چیه ؟

روی دوچرخه باید پا بزنی ولی روی ک ی ر عرب دست و پا.

 

 

توی جنگ ایران و عراق ایرانیها این ور خاکریز بودند و عراقیها اون ور . ایرانیها میگند بیاید اسم عراقیها رو صدا بزنیم هر کس اومد بالا با تیر بزنیمش. خلاصه یک نفر میگه : جاسم . یه عراقی میاد بالا میگه هان کی با من کار داره ؟ ایرانیها سریع میزننش . چند نفر رو این طوری میزنن . عراقیها هم میگن بیاید ما هم اسمهاشون رو صدا بزنیم و بکشیمشون . یه نفر داد میزنه کامبیز . ایرانیه زرنگ بازی در میاره از همون پایین میگه کی با من کار داره ؟ عربه میاد بالا میگه من باهات کار دارم . همین که میاد بالا ایرانیها میزننش ....

 

 

 

یک روز یک ماره روسری میزاره به میگن چرا روسری گذاشتی ؟

میگه اخه من کبری م

 

 

یک روز یه لره میره تهران یه دوست پیدا میکنه . بعد از یه مدت دوستش رو میبینه ازش میپرسه کجا بودی میگه کلاس فلسفه و منطق . لره میگه فلسفه چیه؟ میگه توی خونتون آکواریوم داری ؟ میگه آره . تهرانیه میگه هر ماهی ای که توی آکواریم هست نشانی از فلسفه هست . لره میگه خب منطق چیه ؟ میگه : اگه زنت یک ماه شبها خونه نیاد تو چه فکری میکنی ؟ لره میگه خب جنده است .. تهرانیه میگه این هم یک منطق هست . خلاصه لره میره لرستان و میخواد برای همشهری ها کلاس بزاره . به دوستش میگه من تو کلاس فلسفه منطق بودم . دوستش میگه فلسفه و منطق دیگه چیه ؟ لره میگه : تو خونتون آکواریوم هست ؟ دوستش میگه آره .لره میگه پس زنت جنده است .

 

 

 

قبل از رحلت امام خمینی (ره) ر ف س ن ج ا ن ی میره پیش آقا میگه آقا چه کسی برای رهبری مناسب است ؟ امام خمینی (ره) می فر مایند : خا خا خا .... و به دیار باقی رهسپار می شوند . رف.. هم فکر کرد که امام خمینی  خامنه ای را به عنوان رهبر انتخاب کرده . شب بعد امام خمینی میاد به خواب رفی و رفی هم به آقا میگه :آقا ما به وصیت شما عمل کردیم و خامنه ای را به عنوان رهبر انتخاب کردیم . امام عصبانی میشه و میگه من که نمی خواستم بگم خامنه ای می خواستم بگم خ ا ر ک س د ه پاتو از روی شیلنگ هوا بردار .

 

 

 

پسری به برادرش کوچکترش حسودی میکرد که چرا سینه مادرش را میمکد . برای همین یک شب به سینه مادرش سم می مالد که برادرش مسموم شود و بمیرد . صبح بیدار می شود و میبیند که پدرش مرده است.

 

 

 

اون چیه که توش آب داره ؟

اولش (ک) و آخرش (ر) داره

.

معلومه دیگه کولره ( ای کلک چقدر منحرفی )

 

 

 

یه غوله میره مشهد وقتی بر میگرده همه بهش میگن مشغول

 

 

 

ترکه به یه تهرانیه میگه بگو ۷

میگه ۷

میگه کیر تو کونت رفت و بهش می خنده

تهرانیه میگه حالا تو بگو ۳

میگه ۳

تهرانیه میگه کیر تو کونت رفت

ترکه میگه من که نگفتم ۷

تهرانیه میگه : حالا کیر تو کونت رفت

 

 

 

یه زمانی یک پادشاه مریض میشه طبیبها بهش می گند که باید 3 تا مورچه نر بخوری ولی هر چی میگردند مورچه نر پیدا نمیکنند . خلاصه جایزه میزارند که هر کس پیدا کرد بهش بدن . بعد از یه مدت یه نفر 3 تا مورچه نر پیدا میکنه و به پادشاه میده و پادشاه خوب میشه . بعد ازش میپرسند تو چه جوری نر بودن اینها رو فهمیدی؟ میگه رفتم توی جنگل و گفتم که پادشاه مریض شده . بعضی هاشون گفتند به تخمم و من هم اونها رو آوردم

 

 

 

بابای یکی از بچه های محل میمیره . دوست این بچه میره تا بهش اطلاع بده که باباش مرده . برای این که یک دفعه به پسره نگه بهش میگه : میدونی ادیسون کی بود . پسره میگه همون که برج میلاد رو ساخت ؟ دوستش میگه نه . اون که برق رو اختراع کرد . اون خیلی وقت پیش مرد . بازم میگه : نیوتون رو میشناسی؟ میگه همون که برق رو اختراع کرد؟ دوستش میگه نه اسکل همون که جاذبه زمین رو کشف کرد اون هم خیلی وقت پیش مرده . باز هم میپرسه : گراهام بل رو که دیگه میشناسی ؟ پسره میگه همون که رییس جمهور آمریکا بود ؟ دوستش عصبانی میشه و میگه نه احمق همون که تلفن رو اختراع کرد و بعدش هم مرد .. بابای تو هم که هیچ گوهی نبود امروز مرد

نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 3:53 بعد از ظهر توسط مجتبی| |