تبليغاتX
بهترین جک های فارسی$$$$
ج ب
جکهای کمی تا قسمتی بد  در ادامه مطلب
ادامه مطلب
2 نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 2:46 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

ر ن گ
اگه گفتی با چه رنگی نوشتم:::

قرمز  آبی  قرمز  بنفش

2 نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

خنده shop

ترکه دلش میگیره محلول لوله بازکن میخوره.

- آهنگ مورد علاقه در قزوین :عزیزم بگو بر میگردی.

به غضنفرميگن 14 معصوم رو ميشناسي؟ ميگه آره. ميگن يکي يکي نام ببر. ميگه والا اسمن که نه.

از نظر ترکها فرق بین حادثه و فاجعه چیه ؟

حادثه یعنی اینکه ۱۰۰۰ تا ترک در یک کشتی غرق بشن.

فاجعه یعنی اینکه هر ۱۰۰۰ تا شون شنا بلد باشن.

) از تركه ميپرسن نظرت راجع به زندگي چيه ؟ ميگه مربع زندگي سه ضلع دارد ايمان و تقوا .

بسيجي رييس فدراسيون شطرنج ميشه شاه رو بر ميداره جاش امام رو ميزاره .

از تركه كه قهرمان شنا بوده ميپرسن شما از كجا شروع كردين ميگه والا ما از زمينهاي خاكي .

به تركه ميگن تو شهرتون آثار باستاني دارين ميگه نه ولي دارن ميسازن.

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

به یه تركه میگن :‌ راسته شما به خر میگین داداش میگه آره داداش

تركه میره آمپول بزنه میره تو درمانگاه پیش پرستاره میگه خانم من اومدم آمپول بزنم پرستاره نگاه میكنه میبینه پنی سیلین هستش میگه آقاشما آخرین بار كی پنیسیلین زدین ؟ میگه دیروز پرستاره میگه خیلی خب آمپول رو میزنن و تركه غش میكنه حالش بد میشه و .... بعد از اینكه حالش رو جا میارن پرستاره با عصبانیت میگه مرتیكه مگه نگفتی دیروز پنی سیلین زدی تركه : آره ولی دیروز هم همینجوری شد

از ترکه میپرسن شیشه چه جوری ساخته میشه میگه به پشم شیشه واجبی میزنن

ترکه زنش دو قلو می زاد به دکتره میگه: دکتر ارزون حساب کن جفتشو ببرم!!!

تركه میره پیتزا فروشی، میگه: ببخشید پیتزا بزرگ چنده؟ یارو میگه: 2000 تومن. تركه یكم بالا پایین میكنه، میگه: پیتزا متوسط چنده؟ یارو میگه: 1000 تومن. باز تركه یوخده با پولای جیبش ور میره، میگه: پیتزا كوچیك چنده؟ یارو میگه: 700 تومن. تركه دست میكنه تو جیبش یك صد تومنی درمیاره، میگه: قربون دستت داداش، یك جعبه اضافه به ما بده!

تركه میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن كه: جواب خیاره، فقط تو زود نگو كه ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، تركه میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. تركه میگه: بابا این عجب خیار گنده‌ایه!

ماشین تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش میدزدن، رفیقاش میدون دنبال ماشینه و داد میزنن: آااای دزد! بگـــیـــرینش! یهو تركه داد میزنه: هیچ خودشو ناراحت نكنید.. هیچ غلطی نمیتونه بكنه! رفیقاش وامیستن، میپرسن: چرا؟ تركه میگه: ایلده من شمارشو برداشتم!



زن تركه حامله میشه، میرن دكتر. دكتر یك معاینه می‌كه به تركه میگه: خانم شما حامله نیستن،‌ این فقط بادِ شكمه. تركه هم دست خانوم رو می‌گیره و برمی‌گردن خونه. بعد از یك ماه شیكمه زنه كلی میاد بالاتر، دوباره پامیشن میرن دكتر، دكتره بعد از معاینه میگه: عرض كردم كه، خانم شما حامله نیستن، این فقط باد شكمه! خلاصه چهار پنج ماه،‌ هی شكم زنه میومده بالا و بالاتر و هی دكتر می‌گفته این فقط باد شكمه. آخر تركه شاكی میشه،‌كیرش رو در میاره می‌گذاره رو میزِ دكتره، میگه: ‌ببخشید آقای دكتر، اگه میشه اینو یك معاینه كنید، ببینید ....یره یا تلمبه‌ست؟!!!

تركه رو به جرم سرقت محاكمه میكنند، میگن طبق حكم شرع باید یك دستشو قطع كنیم. میان دست راستشو قطع كنند، میبینند روش با خال كوبی نوشته: مرگ بر آمریكا! میگن این دستو كه نمیشه قطع كرد... میرن دست چپش رو قطع كنند، میبینن نوشته: مرگ بر اسرائیل! میگن ای بابا این دستم كه صلاح نیست قطع شه. خلاصه هرجاشو میان قطع كنند، میبینن یك شعار انقلابی روش خال كوبی شده، تا اینكه میرسن به ...یر تركه، میبینن روش نوشته: جاكوزی! میگن: كس خل نگاه كن چی نوشته! همینو ببرین! یهو تركه میگه: جناب سروان دست نگه دارید! این وقتی خوابیدس این ریختیه، وقتی پاشه میشه: جنگ جنگ تا پیروزی!!!

تركه زن میگیره، شب اول تو حجله تا میان مشغول شن یهو عروس سكته میكنه میمیره! تركه خیلی ناراحت میشه، میگه: بابا اینكه نشد، اینهمه خرج كردیم و حالا یك دور هم حال نكنیم خیلی ستمه! میكنیم، به ملت میگیم بعد از كار مرد! خلاصه مشغول میشه، همچین كه نوك كار فرو میره یهو زنه شكه میشه و بلند میشه میشینه. تركه میزنه تو سرش شروع میكنه بلند بلند گریه كردن! عروسه میگه: بابا من زنده شدم، باید خوشحال باشی، چرا گریه میكنی؟ تركه وسط همون گریه زاریش، میگه: بابام! عروسه میگه: بابات چی؟ باز تركه میكوبه تو سرش، میگه: بــــابـــام! عروسه میگه: خوب بابات چی؟! تركه میگه: اگه میدونستم نمیگذاشتم بمیره!!!



اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند
-----------------------------------
تنها كساني كه مارا ميرنجانند. عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ایم از ما نرنجند.
------------------------------------
پس از آخرین دیدار با دوستانت یادت باشد که ، به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند
----------------------------------------
سعي کن يک مشت آب را در دست بفشاري. خواهي ديد که بسرعت ناپديد مي شود. اما اگر به آرامي دست ات را در همان آب رها کني مي بيني که با تمام وجود آب را حس مي کني
-----------------------------------
اگر هميشه همان کاري را که انجام داده ايد تکرار کنيد ، چيزي بيش از آنچه تا کنون به دست آورده ايد، به دست نخواهيد آورد.
-----------------------------------------
بعضي فکر مي کنند منصفانه نيست که
.خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است
.بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است
-----------------------------------
خطر متفاوت بودن را بپذيريد اما بياموزيد بدون جلب توجه متفاوت باشيد.
-------------------------------------------
در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا می گذارد . در کنارت ژرفای آرامش را احساس میکنم و بی تو سیل بی رحم تنهایی مجالم نمی دهد
---------------------------------
اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد ...
-------------------------------------
اگر مي دانستي چه قدر دوستت دارم
هيچ گاه براي آمدنت باران را بهانه نمي کردي
رنگين کمان من!!!

2 نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 3:34 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

قزوینی
۱-قزوینیه پشت بچه اش مینویسه :با نگاهی به آینده درست مصرف کنیم***

 

۲-یه نفر میره قزوین (خدا قسمت شما نکنه ).سکه ش میافته .یه کم فکر میکنه .بعد سکه رو زیر پاش تا نزدیکی کرج میکشه بعد تا میاد خم شه یه نفر انگشتش میکنه و میگه :آخه بالام جان همونجا خم میشدی اینقدر ما رو تا اینجا نمیکشیدی***

 

۳-قزوینیها به برادر زن میگن اشانتیون ازدواج.***

 

۴-به قزوینیه میگن چرا ازدواج نمیکنی ؟میگه:آخه هنوز برادر زن مورد علاقه م رو پیدا نکردم.***

 

۵-شجاع ترین فرد روی زمین :امام جمعه قزوین***

 

۶-قزوینیه پس از نماز به بغلی میگه :قبول باشه.به پشتیش میگه حالتو میگیرم .به جلوییش میگه دمت گرم .خوب حال دادی.***

 

۷-اعلامیه در قزوین:از این پس هر فردی که مرتکب جرم شود  او را در میدان مرکزی قزوین دولا خواهیم کرد.***

 

۸-سرخ پوستان به قزوین حمله میکنند میگن :آکومبا آکومبا .... وقتی از جنگ بر میگردن میگن:نکن بابا .نکن بابا ...***

 

۹-آهنگ مورد علاقه ی قزوینیها ::عزیزم بگو بر میگردی::***

 

۱۰-پلیس قزوین میبینه یه مرده داره با یه پسره حال .....میره نزدیک یه دونه میزنه تو گوش مرده ..مرده پا میشه. پلیسه میگه: برو اونور این کاره نیستی ..کار کار خودمه***

 

۱۱-قزوینیه یه نفر گیر میاره ولی جا نداشته .میبینه یه تریلی اونجاست .میرند زیر تریلیه کارشونو انجام بدند..دقایقی بعد:::::::پلیس میاد میگه :آقا داری چی کار میکنی .؟قزوینیه میگه: دارم روغن عوض میکنم..پلیسه میگه اولا" که روغن رو اینوری عوض میکنند دوما" که تریلی نیم ساعته رفته.***

 

2 نوشته شده در  یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 9:12 قبل از ظهر  توسط مجتبی  | 

جک رشتی

يه رشتيه بچه دار نميشده .رو در خونشون مينويسه هم اكنون به ياري سبزتان نيازمنديم .

 

 

زن رشتيه دير مياد خونه .شوهرش ميگه كجا بودي؟ميگه : هيچي بابا يه مرده دنبالم بود لامسب خيلي يواش راه ميرفت.

 

 

زن رشتيه ميميره رشتيه ميره  سر قبرش ميگه والا امشب اولين شبيه كه ميدونم كجا خوابيدي.

 

 

به رشتيه ميگن :اسم بچه هات چيه ؟ميگه همشون اصغر.ميپرسند: پس چه جوري صداشون ميكني؟ ميگه والا اصغر علي آقا داريم .اصغر اكبر آقا .......

 

 

مشكل ترين كار در رشت :هويت شناسي

 

 

رشتيه ميره خونشون ميبينه يه مرده پيش زنشه مرده تا رشتيه رو ميبينه از در فرار ميكنه رشتيه هم دنبالش بعد از يه كم دويدن رشتيه ميگيردش ميگه :حروم زاده دمپايي رو كجا ميبري؟

 

 

از اداره آمار ميان دم خونه رشتيه ميپرسند :ببخشيد آقا شما چند نفريد ؟ رشتيه ميگه شما چند نفريد؟

 

 

شهردار رشت :انشالله امسال 95% فرزندان را خودمان توليد خواهيم كرد.

 

2 نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 10:31 قبل از ظهر  توسط مجتبی  | 

لری

به لره ميگن با بيد جمله بساز.ميگه:دم خونه ما يك بيد بيد. ميگن :اون بيد نيست بوده .لره ميگه:آهان دم خونه ما يك بود بيد.

 

 

لره رو ميفرستن جبهه، بعد شيش هفت ماه برميگرده، در ميزنه، داداش كوچيكش با يك تپه ان ريش درو وا ميكنه! لره هول ميكنه، ميگه: چي شده!؟ ننه مرده.. بوا مرده؟! داداشش هيچي نميگه، فقط يك نگاهِ معني داري بهش ميندازه و ميره تو. لره جفت ميكنه، ميره تو ميبينه داداش بزرگش هم تا زير گردن ريش گذاشته! بدبخت پاك شلوارشو خيس ميكنه، ميگه: اصغرجون، تورو خدا بگو چي شده؟! كي مرده؟! داش اصغر هم يك نگاه به لره ميكنه و از اتاق ميره بيرون. لره بدبخت سراسيمه ميره تو اتاق باباش، ميبينه ريش باباش رسيده تا دم نافش! لره دو دستي ميزنه تو سرش، ميگه: بوا... بگو آخه چه بلايي سرمون اومده؟ ننه مرده؟! باباش ميگه: اي كاش ننت مرده بي... كاش بوات مرده بي... پسر آخه اين ريش تراشو چرا بردي؟!!!

 

 

لره با هواپيما مياد تهران ميگه : اگه ميدونستم اينقدر نزديكه پياده ميومدم.

 

 

تركه از دست لره شاكي ميشه ميره پيش يه نفر ميگه :آقا من چي كار كنم از اين لره خر تر باشم .مرده يه كم فكر ميكنه ميگه :برو تو زومين خاكي شنا كن .تركه ميره تو بيابون شروع ميكنه به شنا كردن .بعد از چند دقيقه لره مياد با قايق موتوري مياد كمكش

 

 

چند تا لر تو آسانسور بودند آسانسوره حركت نميكرد تا اينكه پس از مدتي يه آقا مياد دكمه رو ميزنه آسانسور حركت ميكنه .يه لره ميگه :براي سلامتي آقاي راننده صلوات.

 

 

تركه با لره كل ميندازند ببينند كي خرتره .مشخصاتشون رو ميدن  دستگاه  .دستگاه تركه روميگه صد در صد خر لره رو ميگه: صد رحمت به خر.

 

 

لره همينجوري ميره تو يه جشن ميخوره ميرقصه .يه نفر ازش ميپرسه آقا شما رو كي دعوت كرده ؟ ميگه من از فاميلهاي عروسم .مرده ميگه: ولي اينجا كه جشن تولده

2 نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 10:31 قبل از ظهر  توسط مجتبی  | 

بدون شرح
به یه نفر میگن الفبای انگلیسی بلدی میگه آره :ای بی سی چهل پنجاه شصت ...

میگن الفبای فارسی رو چطور میگه:الف ب پ ت ث  ۴  ۵   ۶ ....

ازش الفبای یونانی رو میپرسند میگه :آلفا بتا سه تا چهارتا پنج تا ....

2 نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 3:57 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

اس ام اس
نمیدونم چرا؟

ولی تمام ژستهای قبلی و تمام زحماتم از بین رفته......

باید از اول شروع کنم.

همه به زخم هايشان دستمال مي بندند .
.
.
.
.
.



ولي من به تو دل بسته ام .
____________________________________________


اگه من و تو دوتا برگ باشيم، هنگام خزان من زودتر از تو ميشكنم تا زماني كه مي‌افتي در آغوشم بگيرمت
_____________________________________________


كوه ها با هم اند وتنهايند،چون ما با هم،آن تنها
چقدر روح محتاج فرصتهايي است كه در آن هيچ كس نباشد............
_______________________________________


امروز همان فردايي است كه ديروز نگرانش بوديم.....

________________________________


ديشب اشك آمد به خوابم. گفت قهري با من . گفتم مگه ميشه با آشناي ديرينمم..... ؟! گفت گله دارم . پرسيدم چرا؟ نگاهم كرد و گفت او كيست كه تو را از من رانده؟ خواستم چشمش نكند به دروغ گفتم گريه مي كنم . خواستن توانستن است به كار نيامد دست به دامان پياز شدم..........

_______________________________


ترس از عشق، ترس از زندگي است، آنان كه از عشق مي گريزند، مردگاني بيش نيستند.
برتراند راسل
-____________________________________


مي كشمت سوي خويش . اين كشش قلب ماست ..

قلب تو گر آهن است. قلب من آهنرباست زخم زندگي ام تويي ..

_____________________________________


بعضي عشق ها آتشين اما كم عمق و سطحي هستند گردبادي بر پاي مي كنند و زود هم سرد مي شوند اما بعضي عشق ها عميق است و ملايم چون يك نخ باريك شروع مي شود و در طول زمان استمرار مي يابد.

____________________________________-


وقتي نياز به عشق داري عاشق مشو بلكه زماني عاشق شو كه تمام وجودت سرشار از عشق هست و مي خواي آنرا با كسي تقسيم كني
___________________________________


تو را براي وفاي تو دوست مي دارم
*
*
*
*
*
وگرنه دلبر پيمانه شكن فراوان است

__________________________________________


اگر بوي گلي را دوست نداري شاخه هايش را نشكن
___________________________________


ميداني چه مي شود وقتي تمام احساساتت و عشقت را جمع كني و همه را به يك نفر هديه كني ..! مايه نشاطش باشي و تمام تلاشت شاد نگهداشتن او باشد . اما او بي اعتنا باشد و بي تفاوت . اينچنين است كه لحظه هاي خاموشي جان مي گيرد
_________________________________


سالها ارزو ميكردم سايه اش بر سرم باشد

كور بودم

او سراسر نور بود سايه نداشت
__________________________________


عشق زماني است كه درست مثل روزهاي بچگي روي جدول پياده رو ، راه بروي و بي دليل بخندي
_________________________________

توي زندگي انتخاب 2 چيز خيلي سخته .؟ يکي زن و يکي هم هندوونه.
____________________________


*_ميدونيد به کشمش چي ميگن؟


.


.


.


.


.


.


.بابا يکم فکر کن


.


.


.


.


ملومه ديگه انگور باز نشسته .
______________________________-


از اونجا که شتر در خواب بيند پنبه دانه ،گهي لپ لپ خورد گه دانه دانه، وظيفه خود دونستم بيدارت کنم آخه داشتي بالشو مي خوردي .
_________________________________


بيبنم اگه يه روز از خواب بيدار بشي ببيني اون که دوستش داري گذاشته رفته صبحونه چي مي خوري.؟
_____________________________


تو براي من يه فرشته بودي اما هيچ وقت منو دوست نداشتي و هميشه با رقيب هاي من پرواز کردي .خدا را شکر تازه فهميدم تو عزرائيلي.

______________________________

از خدا ميخوام موانع رو از سر راهت برداره...
.
.
.
.
.
.
آخه خر نميتونه مثله اسب از روي موانع بپره...
______________________________


اگه از کنار خر رد شدي ار ار کرد بدون زوج مورد علاقشو پيدا کرده ...!!!((بهت تبريک مي گم-خيلي به هم مياين!!!))
_________________________________


آرامش در زندگي بهترين چيزه
بيا به آرامش فکر کنيم
به زندگي
به عشق
به زيبايي
به بهشت
به جهنم
به درک
به تو چه
به من چه
برو اعصاب ندارم
_________________________________


سلام،ميدوني رفيق؟ اگه حماقت وجود نداشت دانايي هم معني نداشت. اگه زشتي نبود زيبايي هم بي معني بود. ميبيني؟ دنيا به تو هم نياز داره
________________________________


اس ام اس نو و کهنه شما را خريداريم .(سازمان بازيافت SMSها )........
__________________________________


نازکترين کتاب دنيا منتشر شد


.


.


.


.


؟


؟


!


چيز هايي که آقايون در مورد خانم ها ميدانند.؟؟؟؟....

_____________________________


زيبايي صورتت را به وسايل آرايش ات تبريک مي گويم .
____________________________


نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد ،نرخ بنزين دگر بار گران خواهد شد

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازم سلام بچه ها من نمی تونم تند تند آپ کنم اما قول می دم هر جور شده هفته ای یه بار اپ کنم و منم مثه شما اینجا رو دوست دارم و ممنون که نظر دادید راستی یادتون نره همیشه بخندید و خوش باشید باید سختی ها رو از رو ببریم این تنها راهشه

2 نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 7:0 بعد از ظهر  توسط مجتبی  | 

یه سری جک (اگه نظر ندی نامردی)
۱-لره داشته تو لس‌آنجلس قدم ميزده، يهو داريوش رو ميبينه، بدو بدو ميره جلو، ميگه: سلام آقا داريوش! داريوش ميگه: سلام هموطن! لره كف ميكنه، ميگه: اوووف! عجب كيفيتي!!!

۲-باباي تركه تو مستراح سكته ميكنه و مرحوم ميشه. ازون به بعد، تركه تا ميرفته تو توالت يهو حالش خراب ميشده و هاي‌هاي ميزده زير گریه. بعد از دو سه ماه، آخر يكي از رفيقاش شاكي ميشه، بهش ميگه: مرد مومن، آخه مگه توالت هم جاي گريه كردنه؟! تركه با بغض ميگه: آخه اينجا بوي بابامو ميده!!!

۳-بچه مثبته از لره ميپرسه: آقا ببخشيد... خيلي خيلي عذر ميخوام..شرمنده.. روم به ديوار.. اسمتون چيه؟! لره شاكي ميشه، ميگه: ايجو كه تو پرسيدي، اسمم انه!!!

۴- تركه قدش كوتاه بوده، كلش بو جوراب ميداده!!

۵-از تركه ميپرسن: ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ تركه ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه!!!

۶-از طرف اداره آمار رفته بودن خونة رشتيه، رشتيه درو باز ميكنه، يارو ميپرسه: شما چند نفرين؟ رشتيه ميگه: شما چند نفرين؟!!!

۷-تركه داشته با بچش گرگم به هوا بازي ميكرده، يهو جَو ميگيردش بچشو ميخوره!!!

۸-تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد!!!

۹-از رشتيه ميپرسن: از زنت ميترسي؟ ميگه: من؟! ...مـــن؟! ...مـــــن؟! ...عين سگ!!!

۱۰-تركه ميره صدا و سيما تِست دوبلوري بده، خلاصه ميشينه اون پشت و مسئول اونجا ميگه شروع كن. تركه ميگه:
پدر هانا: هانا بيا شامتو بخور.
مادر هانا: هانا بيا شامتو بخور.
برادر هانا: هانا بيا شامتو بخور!
جناب مسوول شاكي ميشه، ميگه: برو بيرون آقا وقت مارو نگير! تركه ميگه: آخه چرا!؟ يارو ميگه: مرتيكة ابله، هانا اصلاٌ پدر مادر نداره! تركه ميگه: آقا تورو جون بچه‌هات يك فرصت ديگه به من بده. خلاصه اونقدر ماس مالی ميكنه تا طرف راضي ميشه. باز تركه ميره پشت دستگاه، ميگه:
خانوادة دكتر ارنست...
دكتر ارنست: هانا بيا شامتو بخور!!!

۱۱-تركه ميره مرغداري، جو ميگيردش... تخم ميكنه!!!

۱۲-رشتيه بچه دار نميشده، در خونشون يك تابلو ميزنه كه: هم اكنون به ياري سبزتان نيازمنديم!!!

۱۳-تركه ميخواسته مگس بگيره، ميره پشت ديوار صداي ان در مياره!!

۱۴-تركه تو روزنامه يك آگهي استخدام ميبينه كه: به يك مهندس كامپيوتر مجرب و باسابقه نيازمنديم. خلاصه فرداش كت شلوار ميپوشه و اساساً تيپ ميزنه و پاميشه ميره واسه مصاحبه. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما مدركتون از كدوم دانشگاهه؟ تركه ميگه: ايلده من مدرك ندارم كه! يارو تعجب ميكنه، ميگه: پس حتماٌ سابقة كارتون زياده... قبلاٌ تو كدوم شركت كار ميكردين؟ تركه ميگه: والله من شركت مركت بيل‌ميرم! پدر مرحومم يك سوپرماركت داشت، منم همونجا كار ميكنم!! يارو شاكي ميشه، ميگه: مردك! تو اصلاٌ بلدي كامپيوتر رو روشن كني؟! تركه ميگه: والله نه!! مرده قاط ميزنه، ميپرسه: پس اومدي اينجا چه غلطي بكني؟! تركه ميگه: ايلده من فقط اومدم بگم كه دور من يكي رو بايد خط بكشيد!!!

۱۵-تركه مادرزنش رو ميبره دكتر، دكتره ميپرسه: اين بنده خدا چه بلايي سرش اومده؟ تركه ميگه: زهر خورده. دكتره تعجب ميكنه، ميپرسه: پس چرا سر و صورتش خوني ماليه؟! تركه ميگه: آخه لامصب به زبون خوش كه نميخورد!!

۱۶-لره رو ميفرستن جبهه، بعد شيش هفت ماه برميگرده، در ميزنه، داداش كوچيكش با يك تپه ان ريش درو وا ميكنه! لره هول ميكنه، ميگه: چي شده!؟ ننه مرده.. بوا مرده؟! داداشش هيچي نميگه، فقط يك نگاهِ معني داري بهش ميندازه و ميره تو. لره جفت ميكنه، ميره تو ميبينه داداش بزرگش هم تا زير گردن ريش گذاشته! بدبخت پاك شلوارشو خيس ميكنه، ميگه: اصغرجون، تورو خدا بگو چي شده؟! كي مرده؟! داش اصغر هم يك نگاه به لره ميكنه و از اتاق ميره بيرون. لره بدبخت سراسيمه ميره تو اتاق باباش، ميبينه ريش باباش رسيده تا دم نافش! لره دو دستي ميزنه تو سرش، ميگه: بوا... بگو آخه چه بلايي سرمون اومده؟ ننه مرده؟! باباش ميگه: اي كاش ننت مرده بي... كاش بوات مرده بي... پسر آخه اين ريش تراشو چرا بردي؟!!!

۱۷-لره با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم!!

۱۸-تركه پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره!!!

۱۹-تركه رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. تركه يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!!

۲۰-واسه سرشماري اومده بودن در خونه رشتيه، يارو از رشتيه ميپرسه: اسم پسر اولت چيه؟ رشتيه ميگه: اصغر. ميپرسه: خوب اسم پسر دومت چيه؟ رشتيه: ميگه اصغر! ...سومي - چهارمي- پنجمي، خلاصه همه رو ميگه اصغر! ماموره شاكي ميشه، ميگه: مامور دولت رو سر كار گذاشتي؟! رشتيه ميگه: نه والله، اينها همشون اسمشون اصغره! مرده ميگه: خوب پس چجوري تو خونه صداشون ميكنيد؟ رشتيه ميگه: خوب اصغرِ اكبرآقا داريم، اصغرِ علي آقا داريم، اصغرِ آقا رضا داريم!!!

۲۱-تركه سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!!!

۲۲-تركه بادشکم میده، دنبال پوكش مي گرده!!

۲۳-تركه زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!!!

۲۴- به تركه ميگن با سي‌دي جمله بساز، ميگه: چُسيدي!!

۲۵- به تركه ميگن: بچه كجائي؟ ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچهة يونجه ‌زارهاي ، سرسبزِ ، آذر بايجانم!!!

۲۶-به لره ميگن: با بيد جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد!!!

۲۷-بچه خوشگله موبايل بسته بوده كمرش، قزوينيه ميبينه، ميگه: وااااي! ببم جان براش اِف‌اِف هم گذاشتي؟!!

۲۸-تركه بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميگذاره: پسفطرت!!!

۲۹-بعد از عمري داريوش مياد ايرن، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!!!

۳۰-تركه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟! تركه هول ميشه، ميگه: ايلده شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!!!

۳۱-تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!!!

۳۲- ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!!!

۳۳- تركه سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!!!

۳۴-تركه ادعاي پيغمبري ميكرده، ملت بهش ميگن: بابا پيغمبري همين ريختي الكي كه نيست... پيغمبرا معجزه دارن، كتاب دارن.. تو اصلاٌ كتابت كو؟ تركه يكم فكر ميكنه، ميگه: ايلده كتابا هنوز چاپ نشده، فعلاٌ جزوه ميگم بنويسيد!!!

۳۵-تركه رفته بوده مكه. تو مراسمي كه بايد به شيطون سنگ بزنه، يهو سنگاش تموم ميشه... اونم به جاش فحش خواهر مادر ميده!!

۳۶-تركه ميره خواستگاري، مادر- پدر دختره بهش جواب رد ميدن، ميگن دختر ما داره درس ميخونه. تركه ميگه: ايشكال نداره، من ميرم دو ساعت ديگه برميگردم!!!

۳۷-تركه ميره پيش رفيقش، ميگه: غضنفر ماتيز گرفتم. رفيقش ميگه: نه بابا... از ايدز بدتره؟!!

۳۸-تركه دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاب‌كارش بهش ميگه: كس‌خل تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! تركه ميگه: ايلده ‌اون دفعه با فرقون بردم، اين ميله‌هاش پشتم رو اذيت مي كرد!!!
2 نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط مجتبی  |